
به مجنون گفت روزی عیب جوئی
که پیدا کن به از لیلی نکوئی
که لیلی گرچه در چشم تو حوری است
به هر جزئی ز حسن او قصوری است
ز حرف عیب جو مجنون بر آشفت
در آن آشفتگی خندان شد و گفت :
اگر در دیده مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو کی دانی که لیلی چون نکویی است ؟
کزو چشمت همین بر زلف و رویی است
تو قد بینی و مجنون جلوه ناز
تو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو او اشارت های ابرو
دل مجنون زشکر خنده خون است
تو لب می بینی و دندان که چون است
کسی کاو را تو لیلی کرده ای نام
نه آن لیلی است کز من برده آرام
غم با دل مو همدمه
اين دل سزاوار غمه
با اين فراق و بي كسي
گر روز و شب نالم كمه




سه پنج روزه كه بوي گل نيومه
صداي چه چه بلبل نيومه
رويد از باغبون گل بپرسيد
چرا بلبل رسيده گل نيومه




كه هرچه ديده وينه دل كنه ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد
زنم بر ديده تا دل گردد آزاد




مرا خوشتر ز بوي سنبل آيو
چو شو گيرم خيالت رو در آغوش
سحر از بسترم بوي گل آيو



نمي دو نم دلم ديوونه كيست
كجا مي گردد و در خونه كيست
نمي دونم دل سرگشته مو
اسير نرگس مستونه كيست



عزيزم كاسه چشمم سرايت
ميون هر دو چشمم جاي پايت
از آن ترسم كه غافل پا نهي باز
نشينه خار مژگونم به پايت



خمار آلوده با جامي بسازه
مرا كيفيت چشم تو كافيست
رياضت كش به بادامي بسازه



قدم دايم ز بار غصه خم بي
چو مو محنت كشي در دهر كم بي
مو هرگز از غم آزادي نديدم
دل بي طاقت مو كوه غم بي



چه خوش بی مهربونی هر دوسر بی
که یک سر مهربونی درد سر بی
وگر مجنون دل شوریده ای داشت
دل لیلی از او شوریده تر بی

دو زلفونت بود تار ربابم
چه مي خواهي از اين حال خرابم
تو كه با مو سر ياري نداري
چرا هر نیمه شو آيي به خوابم
فلك در قصد آزارم چرايي؟
گلم گر نيستي خارم چرايي؟
تو كه باري ز دوشم بر نداري
ميونه بار سر بارم چرايي؟
تو كه نوشم نئي نيشم چرايي؟
تو كه يارم نئي پيشم چرايي؟
تو كه مرحم نئي زخم دلم را
نمك پاش دل ريشم چرايي؟
خدايا داد از اين دل داد از اين دل
كه يكدم مو نگشتم شاد از اين دل
چو فردا داد خواهان داد خواهند
بگويم صد هزاران داد از اين دل
دلم دور است و احوالش ندونم
كسي خواهد كه پيغامش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتي ده
كه ديداري به ديدارش رسونم
اگه دردم يكي بودي چه بودي
اگه غم اندكي بودي چه بودي
ببالينم حبيبي يا طبيبي
از اين هر دو يكي بودي چه بودي
ندونم لخت و عريونم كه كرده
كدوم جلاد بي جونم كه كرده
بده خنجر كه تا سينه كنم چاك
ببينم عشق تو با مو چه كرده
بده خنجر كه تا سينه كنم چاك
ببينم عشق تو با مو چه كرده
در تنهايي من هميشه فيلمي براي ديدن وجود دارد. در تنهايي من هميشه کتابي براي خواندن هست. در تنهايي من اشک همچون مرواریدی می درخشد . من تنهایی را دوست دارم چون با وفاترین یاری است که در تمام زندگی پیدا کردم.
آرشيو موضوعی:
عکس و شعرهای عاشقانه
آقای وب
گیل یار
همای مستان
وبلاگ موسیقی
آرام
حماسه سازان سیاهکل
شوخی یا جدی
صاحبدلان
شعر آرمان
گیلان زیبا
پرتال تفریحی - بیا تو شیراز نت
دو دختر رودسری
بهترین ها برای شما
سکوت شب
استاد اسدالله ملک
استاد فرهنگ شریف
استاد حبیب الله بدیعی
پرویز یاحقی
عاشقان موسیقی
اخبار موسیقی
گیلانیان
ترمه
باران
شعرهای عاشقانه3
برنامه نویسی کامپیوتر
پسر مریخی
اشعار شاعران
همیشه باران
شعرهای عاشقانه2
آرشیو لینک های روزانه
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385