
خداو کودک

دوش ازهمه شب ها شب جان كاه تري بود
فرياد ازين شب چه شب بي سحري بود
دور از تو من سوخته تب داشتم اي گل
وز شور تو در سينه شرار دگري بود
هر سو به تمناي تو تا صبح نگاهم
چون مرغك طوفان زده ي در به دري بود
چون باد سحرگاه گذشتي و نديدي
در راه تو از بوي گل آشفته تري بود
افسوس كه پيش تو ندارد هنرم قدر
اي كاش به جاي هنرم سيم و زري بود


هنوزم در پی اونم که می شه عاشقش باشم
مث دریای من باشه منم چون قایقش باشم
هنوزم در پی اونم که عمری مرحمم باشه
شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه
هنوزم در پی اونم که عشقش سادگی باشه
نگاههای پر از مهرش پناه خستگیم باشه
می گن جوینده یابندس ولی پاهای من خستس
من حتی با همین پاها می رم تا حدی که جا باشه
هنوزم در پی اونم که اشکهامو روی گونم
با اون دستهای پرمهرش کنه پاک و بگه جونم بگه جونم
نکن گریه منم اینجام بزار دستهاتو تو دستام
تو احساس منو می خوای منم ای وای ترو می خوام
خدایا عشق من پاک درسته عشقی از خاک
منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دل چاک
ميدانم كه ميداني كه نمي دانند چقدر قلبم آزرده خاطر است.
ـ ميدانم كه ميداني كه نمي دانند چقدر خرابت شده ام و براي اين خراب شدن چه قرامتي را پرداخت كرده ام.
ـ ميدانم كه ميداني كه نمي دانند تمامي لحضات تلخ و شيرين زندگيم رنگ و بوي تو را مي دهد.
ـ ميدانم كه ميداني كه نمي دانند چشمهايم به در خشك مي شوندوقلبم دائم تند و كند .... چه بگويم .... با هر صداي در دلم آمدن تو را نجوا مي كند.
ـميدانم كه ميداني كه نمي دانند چگونه ساعتها با ياد تو كوچه هاي خلوت و سردو تاريك را قدم ميزنم و با هر بار كاه كردن دستانم عكس تو را مجسم مي كنم.
ـ ميدانم كه ميداني كه نمي دانند حاضرم به خاطر تو هر كاري بكنم حتي حاضرم غرور مردانه ام را بارها و بارها زير پاهايم خرد كنم و از درد بي غيرتي صدايم در نيايد.
ـ ميدانم كه ميداني كه نميدانند چگونه شبها گونه هايم تر وخشك مي شوند و هيچ كس نميفهمد، هيچ كس.
ـ همه چيز را ميدانم كه ميداني و هيچ كس نمي داند، می دانم که می دانی دانستن تو برایم با اهمیت تر است .تو بدان که اگر تو ندانی..............
منتظرم برگرد برگرد که چشمانم به در خشکید که بیایی اما تو نیامده رفتی .
برگرد برگرد برگرد ای همیشه ماندگار

خداحافظ آرام و قرار موقت من
خدا ميداند چقدر سخت است گفتنش
مثل عذاب مردن
به دنبالت گريه نمي کنم مسافر من
خودت گفتي بچگي نکن به خاطر من
به بدرقه ات هم نمي آيم عزيز دلم
دل از رفتنت بد جوري شکسته
تو نمي ماني اي روياهاي خوبم
اما من فقط به تو ميگويم
و...
فقط براي تو مي نويسم
و براي تو مي خوانم
از رنجي که مي برم
از دردي که دارم
تومي روي و مرا در غربت غمگين شب
برای چيدن ستاره اي تنها مي گذاري
نمي دانم...
شايد تو دوست داري من مجنون باشم وآواره شوم
اما من زندگي صحرايي نمي خواهم:
چون نمي توانم
تو مي روي و يه بغض کال در گلو
جلوي آوازم را مي گيرد
نمي توانم تو را فرياد بزنم
گلبرگ آخرين اميد در قلبم مي ميرد
تو مي روي و نمي داني انتظار چقدر سخت است
چقدر سخت است منتظر کسي باشي
که هيچ وقت فکر امدن نيست
چقدر سخت است که آدم را از آرزوهايش دور کنند
او را به مسير نا خواسته اي مجبور کنند
چقدرسخت است دست نوشته هايم را خاک کنند
اسمت را از خاطره ها پاک کنند
چقدر سخت است که به نام عشق فريبت دهند
تو ميروي و نمي داني من به تو عادت کرده ام
حال....
اگر مي خواهي از ماندن حرفي نزنم
برو حرفي نيست...
هميشه براي رفتن بهانه زياد است
آنچه مي ماند يک دنيا غصه و ياد است
يادت باشد براي امدن هم بهانه هست
خواستي بيايي، بيا
چشم انتظارت ديوانه اي هست
برو
اما فراموشم نکن
اين ديوانه ي خود را به خاطر بسپار
دنيا همين امروز و فردا نيست مرا نکن همبازي روزگار
سعي نکن ان روز ها يادت برود
ميدانم دوستم نداشتي ونداري
ميدانم در آزارم سنگ تمام گذاشتي ومي گذاري
چه ميشود کرد
یادت باشد دلم را شکستي
آنجا ديگر دلي را نشکن
برو اما من در امتداد هربهانه ، بهانه ات را مي گيرم
برو اما به کسي نگو با من چه کردی
نمي خواهم ته دل بگويند چه نامردي
نگو ديوانه بود سرزنشت مي کنند
نگو حقش بود ظالمت مي کنند
نگو عشق ما از اول اشتباه بود
مي گويند رفيقش نيمه راه بود
نگو دست محبتش ورد کردي
مي گويند به خودت بدکردي
نگو زندگيش تباه شد
مي گويند براي تو گناه شد
نگو نمي خواهمش آدم زياد است
مي گويند اين کار ادم هاي بد نهاد است
نگو سکوت کرد هر چه تهمت شنيد
مي گويند شيطان را در چشم هاي تو ديد
نگو بيچاره بود بيچاره ترش کردم
نگو زندگيشو ازش گرفتم
نه نگو زندگيم رو به تو تقديم کردم
يه هديه بود نگو ناقابل بود
هر چه بود پيشکش دل بود
نگو هيچي نگو...
در تنهايي من هميشه فيلمي براي ديدن وجود دارد. در تنهايي من هميشه کتابي براي خواندن هست. در تنهايي من اشک همچون مرواریدی می درخشد . من تنهایی را دوست دارم چون با وفاترین یاری است که در تمام زندگی پیدا کردم.
آرشيو موضوعی:
عکس و شعرهای عاشقانه
آقای وب
گیل یار
همای مستان
وبلاگ موسیقی
آرام
حماسه سازان سیاهکل
شوخی یا جدی
صاحبدلان
شعر آرمان
گیلان زیبا
پرتال تفریحی - بیا تو شیراز نت
دو دختر رودسری
بهترین ها برای شما
سکوت شب
استاد اسدالله ملک
استاد فرهنگ شریف
استاد حبیب الله بدیعی
پرویز یاحقی
عاشقان موسیقی
اخبار موسیقی
گیلانیان
ترمه
باران
شعرهای عاشقانه3
برنامه نویسی کامپیوتر
پسر مریخی
اشعار شاعران
همیشه باران
شعرهای عاشقانه2
آرشیو لینک های روزانه
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم اسفند 1385